[A142] بازسازی صدای من (راجر ابرت) با زیرنویس پارسی

دوشنبه 27 بهمن 1393 ساعت 16:05



وقتی که راجر ابرت منتقد فیلم بر اثر سرطان فک پایین خود را از دست داد ،توانایی خوردن و صحبت کردن او از بین رفت.اما او صدای خود را از دست نداد. در یک سخنرانی محرک از TED 2011 ،ابرت و همسرش، چاز،به همراه دوستانش دین ارنیش و جان هانتر، دور هم جمع شده اند تا داستان با ارزش او را تعریف کنند.


اینجا ببینید  (توجه :  در گزینه Subtitle   واقع در زیر فیلم ، زیرنویس  Persian  را انتخاب کنید )


اینها کلمات من است و صدای من نیست این الکس بهتری صدای کامپیوتری است که من می تونستم پیدا کنم که روی هر مکینتاشی استاندارده در بیشتر دوران عمرم من هرگز فکر دیگه ای برای توانایی حرف زدنم دریافت نکردم اون مثله نفس کشیدن بود در اون روز ها، من در یه خوشحالی احمقانه زندگی می کردم بعد از عمل جراحی برای سرطان توانایی من برای صحبت ،خوردن و نوشیدن از بین رفت من مجبور شدم که وارد فضای مجازی بشم که یه کامپیوتر بخشی از زندگیمو برام انجام میده

0:41حالا برای روزها ما این جا در TED از سخنران های ارجمند و فصیح لذت برده ایم من عادت داشتم اون جوری صحبت کتم ممکنه من اون قدر با هوش نباشم اما اون اندازه پرحرف هستم من می خوام سخنرانی امروزم رو اختصاص بدم به خود عمل صحبت کردن واینکه چگونه عمل صحبت کردن یا نکردن به طور جدا نشدنی به هویت فرد گره خورده است به طوری که تولد یک شخص جدید رو سبب میشه وقتی که از بین میره به هر صورت، من فهمیدم که گوش دادن به صدای کامپیوتری برای مدت طولانی می تونه خسته کننده باشه بنابراین من تصمیم گرفتم تا چند تا از دوستانم رو در TED به کار بگیرم تا نوشته هام رو بلند برام بخونن من با همسرم چاز شروع می کنم

1:21چاز ابرت :"این چاز بود که در کنار من ایستاد در اون سه تلاشی که برای احیای فک من و باز گردوندن توانایی صحبت به من انجام شد به اولین عمل جراحی می ریم که برای بازگشت مجدد سرطان بزاقی بود در 2006 من انتطار داشتم از بیمارستان به موقع بیام بیرون تا به برنامه بازنگری فیلم بر گردم "ابرت و رپر در فیلم ها" من از پیش به اندازه کافی برنامه ضبط کرده بودم تا شش هفته برای جراحی و بهبودی وقت داشته باشمدکترها استخوان نازکی رو از پام درآوردن و بخشی هم از شونم رو تا یه فک جدید بسازن زبان،نای و تار های صوتی من هنوز سالم بود و تحت تاثیر قرار نگرفته بود.

2:19من خوشبین بودم و همه چیز تو دنیا درست بود. اولین عمل یک موفقیت بزرگ بود. من خودمو تو آینه می دیدم و من نسبتا خوب به نطر می رسیدمدو هفته بعد ،من آماده برگشتن به خونه بودم. من داشتم با آی پدم ترانه لئونارد کوهن رو پخش می کردم "من مرد تو هستم" برای دکترها و پرستار ها نا گهان،من دچار نوعی خونریزی فاجعه بار شدم شریان سبات من دچار گسیختگی شد خدا رو شکر من هنوز در اتاق بیمارستان بودم و دکتر های من درست همون جا بودن چاز به من گفت که اگه اون آهنگ پخش نشده بود من ممکن بود توی ماشین یا تو راه خونه باشم و اون همون جا می مردم. بنابراین از لئونارد کوهن ممنونم چرا که زندگی منو حفظ کرد."

3:12(تشویق)

3:16"عمل جراحی دوم بود که-- پنج شش روز طول کشید و سپس اون هم کنار گذاشته شد. و سپس تلاش سوم صورت گرفت که نسبتا به خوبی منو وصله کرد، تا اینکه اون شکست خورد. یه دکتر برزیلی گفت که اون هرگز کسی رو ندیده که از پارگی شریان سبات جان بدر ببره و قبل از اینکه من بیمارستانو ترک کنم، پس از یک سال از بستری شدنم من دچار هفت پارگی در شریان سباتم شدم.

3:50روزی نبود که کسی به من نگه که من دیگه هرگز نمی تونم حرف بزنم اون فقط نوعی از آگاه شدن بود. صحبت کردن انسان یک دستکاری ساده در تنفس ما در میان حفره صوتی دهان و دستگاه تنفسیمونه ما نیاز داریم داریم که نفس رو حفظ کرده و دستکاری کنیم تا صدا رو شکل بدیمبنابراین،سیستم ضرورتا می بایست نفوذ ناپذیر باشه تا بتونه هوا رو کنترل کنه از اونجا که من فکمو رو از دست داده بودم دیگه نمی تونستم یک حالت آبندی شده رو ایجاد کنم و بنابراین زبان من و تمام دیگر تجهیزات صوتی من نا توان شدند

4:37دین ارنیش:"در ابتدا برای یه مدت طولانی من تو دفترچه یادداشت پیام می نوشتم بعد از اون من از تایپ توی لپ تاپم خسته شدم و از صدای توکار اون استفاده کردم. این یکی سریع تر بود و لازم نبود که کسی سعی کنه که دست خطمو بخونه من صداهای کامپیوتری مختلفی رو که به صورت آنلاین بود امتحان کردم و برای چندین ماه لهجه انگلیسی داشتم که چاز صدام میززد سر لورنس." (خنده) "اون واضح ترینش بو که من پیدا کردم.سپس شرکت اپل صدای الکس رو تولید کرد، که بهترین موردی بود که من شنیده بودم. اون چیزهایی مثل تفاوت بین علامت تعجب وعلامت سؤال رو میدونه. وقتی که اون یه دوره دید، اون می فهمه که چگونه صوت یه جمله رو به صورتی بسازه که به جای بالا رفتن صدا حالت پایانی داشته باشه. شما میتونید همه نوع کد html رو به کار ببرید تا زمان و تغییر صدای کامپیوتری رو کنترل کنید، و من با اونا کار کرده بودم. برای من ، اونا یه مشکل اساسی داشتن:اونا خیلی کند بودن. وقتی که من در موقعیت یه گفتگو قرار می گرفتم، لازم بود که خیلی سریع تایپ کنم و به موقع دست به کار بشم افراد وقت نداشتن یا حوصله صبر کردنو نداشتن تا من برای هر کلمه یا عبارت کد بنویسم

5:37اما ما برای طنین صدامون چقدر ارزش قائلیم؟ اون چطور روی اینکه شما چطور شخصی هستید اثر میذاره؟ هنگامی که افراد خوندن کلمات منو توسط الکس میشنیدن آیا اونا قطع ارتباط می شدن؟ آیا اون یه جدایی یا فاصله از یه نفر به دیگری ایجاد می کنه؟ احساس من که نمی تونستم حرف بزنم چی بود؟ من احساس می کردم، و هنوزم احساس می کنم، که فاصله زیادی با رویه اصلی انسانها دارم. وقتی که لپ تاپم باهام نبود احساس ناراحتی می کردم حتی بعد ،فهمیدم که بسیاری از افراد حوصله کمی برای تحمل مشکلات گفتاری من دارن.

6:07بنابراین چاز پیشنهاد داد که یه کمپانی پیدا کنیم که بتونه یه صدای سفارشی با استفاده از صدام توی برنامه تلویزیونیم که یه دوره سی ساله داشت بسازه در ابتدا من مخالف اون بودم. من فکر میکردم این غیر عادیه که صدای خودمو از یه کامپیوتر بشنوم نسبت به صدایی که مال خودم نبود یه جور احساس راحتی میکردم اما بعد تصمیم گرفتم که فقط اونو یه امتحان بکنم بنابراین ما با یه کمپانی در اسکاتلند تماس گرفتیم که صدا های کامپیوتری شخصی سازی شده تولید می کرد اونا هرگز یه نمونه از روی صداهای ضبط شده از قبل درست نکرده بودن تمام صداهای اونا به وسیله یک اسپیکر که کلمات اصلی را در یک مکان مخصوص ضبط میکرد ساخته شده بود اما اونا می خواستن اونو امتحان کنن

6:39بنابراین من ساعتها صدای ضبط شده خودم رو برای اونا ارسال کردم، که شامل صدای چندین گفتگو بود که من پیرامون فیلمها روی DVD درست کرده بودم. و صدای اون درست مثه من بود علتش این بود که:اون خود من بودم. اما اون ساده نبود نوارهای برنامه های تلویزیونیمن چندان مفید نبود زیرا صداهای بسیار دیگری توی آنها وجود داشت-- برای مثال صدا های فیلم یا جن سیسکل با من بحث می کرد." (خنده) "و کلمات من اغلب دارای تاکیدات خاصی بود که به آن خوبی که باید در قالب جمله قرار نمیگرفت

7:10من برای شما یه نمونه از اون صدا رو پخش می کنم. اینها تعداد کمی از کامنت هایه که من برای استفاده ضبط کردم وقتی که من و چاز در برنامه Oprah Winfrey ظاهر شدیم. و این جاست که ما صدای راجر جی آر رو صدا میزنیم. یا راجر 2

7:23راجر 2 :Oprah من نمیتونم به شما بگم چقدر با شکوهه که به برنامت برگشتی ما برای یه زمان طولانی با هم صحبت کردیم و حالا دوباره ما در اینجا هستیم این اولین ورژن صدای کامپیوتری من بود اون هنوز به بهبود نیاز داشت اما حداقال صداش مثله من بود و مثله AHL 9000 نبود.وقتیکه من برای اولین بار اونو شنیدم، اون منو شگفت زده کرد وقتی من چیزی رو تایپ می کردم این صدا هر چیزی رو که من تایپ کرده بودم می گفت وقتی من چیزی می خوندم اون با صدای من میخوند من این کلمات رو از پیش تایپ کردم چرا که فکر نمی کنم هیجان انگیز باشه که که اینجابشینید و منو در حال تایپ مشاهده کنید

8:02صدا توسط یک کمپانی در اسکاتلند ساخته شده بود و اسمش CereProc بود اون باعث می شه من احساس خوبی بکنم چرا که بسیاری کلماتی رو که شما می شنوید اولین بار وقتی من داشتم در مورد کازابلانکا وCitizen Kane توضیح میدادم گفته شدن - این اولین صدایی بود که اونها برای یک نفر درست کرده بودن صدا های خوب زیادی برای کامپیوتر ها در دسترس است اما صدا تمام اونها مثل یه نفر دیگه است در حالی که این صدا مثله صدای منه من تصمیم گرفتم که اونو توی تلویزیون ، رادیو و اینترنت به کار بگیرم افرادی که به یه صدا نیاز دارن باید بدونن که بسیاری از کامپیوتر ها در حال حاضر دارای صدای تو کار هستند بسیاری از افراد نابینا از اونا برای خوندن صفحات وب استفاده می کنن در کلاس اول به من گفته شد که من خیلی حرف می زنم و حالا من هنوزم می تونم.

8:55راجر ابرت:همانطور که میشنوید،صدای اون مثله منه اما کلمات بالا و پایین می پره جریان طبیعی نیست. افراد خوبی در اسکاتلند هنوز در حال بهبود صدای من هستن و من در این باره خوش بین هستم اما خیلی دورتر،صدای الکس شرکت اپل بهترینیه که من شنیدم من درباره اون یک بلاگ نوشتم و از یه هنرپیشه که الکس رو بازی کرده بود یک کامنت دریافت کردم او گفت که ساعات زیادی رو با لحن های مختلف ضبط کرده تا در صدا استفاده بشه نمونه بسیار بزرگی نیاز است

9:24جان هانتر:"در تمام عمرم من آدم وراجی بودم. حالا من آخرین کلاماتم رو میگم و من حتی با اطمینان به خاطر ندارم که اونا چی بود. من احساس قهرمان داستان هارلان الیسن رو دارم عنوانش این بود که "من دهانی ندارم ولی باید فریاد بزنم" چهارشنبه،دیوید کریستین برای ما توضیح داد که بشر در یک لحظه کوچک در عمر جهان چه چیزی رو عرضه داشته برای تقریبا تمام میلیون ها و بیلیونها سال اصلا روی زمین زندگی نبوده تقریبا در تمام سالهایی که روی زمین زندگی بوده حیات هوشمندی وجود نداشته فقط بعد از اینکه ما یاد گرفتیم که دانشرو از نسلی به نسل دیگه انتقال بدیمتمدن ممکن شد از دید فلسفی اون حدود 10 دقیقه قبل بود سرانجام ابزارپیشرفته ورمزآلود انسان به میان آمد کامپیوتر که بیشتر از همه در زندگی من رخ داد

10:20برخی از کامپیوتر های معروف اولیه در محله خونه من اربانا ساخته شدن مکان تولد HAL 9000 وقتی که سخنرانی سلمان خان رو در روز چهارشنبه درباره وب سایت آکادمی خان دیدم که صدها عنوان رو به دانشجویان سراسر دنیا آموزش میده من یه فلش بک داشتم حدود 1960 بودوقتی که هنوز یه خبرنامه در دبیرستان وجود داشت من به آزمایشگاه کامپیوتر دانشگاه ایلینویز فرستاده شدم تا با سازنده چیزیکه به اون پلاتوگفته می شد مصاحبه کنم موارد ابتدایی موجود برای منطق برنامه نویسی برای آموزش آتوماتیک اون یه آموزشی به کمک کامپیوتر بود که در آن روز ها روی یک کامپیوتر به نام ایلیاک اجرا میشد برنامه نویسان می گفتن که اون می تونه در یادگیری به دانش آموزان کمک کنه

11:08من اون موقع حدود 50 سال پیش به این مورد شک داشتم اونها حتی چیزی رو که سلمان خان انجام داده در خیال خود تصور میکردند اما قضیه این نبود قضیه اینبود که پلاتو ماله فقط 50 سال پیشه یک لحظه در زمان اون به رشد و عملکرد به یک فرم یا فرمهای دیگر روی کامپیوتر های پیچیده و پیچیده تر ادامه داد تا فقط 5 سال پیش من از ویکیپدیا یادگرفتم که با این شروع متواضعانه آغاز کنم پلاتو فرومها، صفحات پیام تست های آنلاینایمیل، چت روم ها زبان های تصویری، پیامهای سریع به اشتراک گذاری از راه دور صفحات و بازی های چند نفره را ایجاد کرد

11:50"از اون وقتی که اولین مرور گر وب که اون هم در اربانا ساخته شد پا به عرصه وجود گذاشت به نظر میرسید محله خونه من در داون استیت ایلیینویز مکان تولد بیشتر جهان مجازی آنلاین امروزی بود اما من الان از طرف اتاق بازرگانی اینجا نیستم" (خنده) من به عنوان یه نفر اینجام که می خواد ارتباط برقرار کنه

12:09تمام اینها در در طول زندگی من رخ داد من با نوشتن در یک کامپیوتر در دهه 1970 شروع کردم وقتی که اولین سیستمهای Atech در شیکاگو سان تایمزدایر شدن من در اتاق رادیو روی خط بودم تا یکی از اولین مدلهای 100 ها رو بخرم و وقتی که من در اتاق چاپ آکادمی اوارد به افراد میگفتم که اونا بهتره چند خط تلفن برای ارتباط اینترنت بکشن اونا نمی دونستن من درباره ی چی حرف میزنم وقتی که من اولین دسکتاپ خودمو خریداری کردم اون یه DEC Rainbow بود آیا کسی اونوبه یاد میاره؟ (تشویق) "سان تایمز منو به جشنواره فیلم کن فرستاد با یه کامپیوتر قابل حمل که به اندازه یه چمدون بود که اسمش Porteram Telebubble بود من به شبکه اصلی اطلاع رسانی وصل شدم وقتی که اعضای کمترینسبت به دنبال کنندگان کنونی من در تویتر داشت

12:58(خنده)

13:02CE:"تمام اینا در یک چشم بهم زدن رخ داده غیر قابل تصوره که بعدا چی رخ میده این منو به طور باور نکردنی خوشحال میکنه که در این لحظه از تاریخ زندگی کنم در حقیقت، به طور کلی من خوش شانس هستم که کلاً تونستم در تاریخ زندگی کنم زیرا بدون هوش و حافظه هیچ تاریخی وچود نخواهد داشت برای بیلیونها سال جهان وجود داشته کاملا بدون توجه حلا ما در عصر اینترنت زندگی می کنیم که به نظر می رسه نوعی آگاهی جهانی رو درست می کنه و به این دلیل من می تونم ارتباط برقرار کنم به همون خوبی که من همیشه می تونستم مادر یه جعبه متولد شدیم از زمان و مکان ما از کلامات و ارتباطات استفاده می کنیم تا اونو در هم بشکنیم و بتونیم در بیرون اون به بقیه برسیم

13:53برای من، اینترنت به عنوان یه ابزارمفید شروع شد و حالا به چیزی تبدیل شده که من برای بقا در هر روز به اون وابسته شدم من نمیتونم حرف بزنممن فقط می تونم خیلی سریع تایپ کنم صداهای کامپیوتری چیزهای خیلی پیچیده ای نیستند اما با کامپیوترم من می تونم بسیار وسیعتر از قبل ارتباط بر قرار کنم من احساس میکنم که اگر بلاگ من ایمیلم، تویتر و فیس بوک به من جایگزینی برای مکالمات روزانم می دن اونا یه پیشرفت نیستن اما اونا بهترین چیزی هستن که من می تونم انجام بدم اونا راهی برای حرف زدن در اختیار من قرار می دن هر کسی صبرو حوصله همسر من رو نداره، چاز اما به صورت آنلاین همه با یه سرعت حرف می زنن

14:50کل این ماجراجویی یه تجربه یادگیری شده هر بار که یه عمل جراحی من شکست می خورد من با گوشت و استخون کمتری میموندم حالا من کلاً فک ندارم در عین حال اینکه از دو شونم برداشت بافت انجام شده عمل های جراحی برای من کمر درد درست کردن و توانایی من برای راحت راه رفتن رو کاهش دادن شایدم پاهام سالمن و شونه هام هستن که راه رفتنم رو کند می کنن وقتی شما امروز منو می بینید من شبیه شبح اپرا به نظر میام"

15:21اما نه شما این کار رو نمی کنید

15:23

15:35این ذات انسانه که به کسی مثله من نگاه می کنه و فرض میکنه که من قدری از عقلمو از دست دادم افراد--" (تشویق) "افراد بلند حرف میزنن--"

16:01من واقعا متاسفم ببخشید

"افراد بلند و کند باهام حرف میزنن بعضی وقتا اونا فکر می کنن که من کرم افرادی هستن که نمی خوان ارتباط چشمی داشته باشن"

16:20به اعتقاد من ، اون منظوری ازاین نداشته-- به هر صورت بذارید من فقط اونو بخونم (خنده) شما هرگز به همسرتون اجازه نمیدید چیزی مثه اینو بخونه

16:36"این ذات انسانه که از دور به بیماری نگاه کنه ما از یادآوری فناپذیریمون لذت نمی بریم این علت نوشتن من در اینترنته که برای من حافظ زندگیمهتوانایی من برای فکر کردن و نوشتن متاثر نشده و در وب، صدای واقعی من عبارات رو پیدا میکنه من همچنین افراد ناتوان بسیاری رو ملاقات کردم که از این طریق ارتباط بر قرار می کنن یکی از دوستان تویتری من فقط می تونه با انگشت شستش تایپ کنه یکی از جالبترین بلاگ ها در وبتوسط یکی از دوستان من نوشته میشه اسمش هست الاغ لنگ هوشمند (خنده) " اونو تو گوگل سرچ کنید و اون شما رو می خندونه تمام این افراد از یک راه یا به طریق دیگری میگن که آنچه شما می بینید تمام اون چیزی نیست که باید

17:25من برای گلایه کردن اینجا نیومدم من چیزای بیشتری برای شادی و رهایی دارم به نظر می رسه،در حال حاضر من از سرطان خلاص شدم من مثه همیشه تایپ میکنم من بارور هستم اگرمن در هر زمان دیگری پیش از چند لحظه فلسفی پیش در این شرایط بودم من مثله یک آدم گوشه گیربودم من در محدوده درون سرم بودم به دلیل هجوم دانش بشری به دلیل انقلاب دیجیتال من یه صدا دارم و نیازی به جیغ زدن ندارم

18:01RE :صبر کنید.من یه چیزی برای اضافه کردن دارم یه مردی میره پیش روانشناس روانشناس میگه "تو دیونه ای" مرد میگه "من یه نظر دیگه میخوام" روانشناس میگه " خیلی خوب، تو زشتی"

شما همگی تست هوش مصنوعی رو می دونید--تست تورینگ یک فرد قضاوت کننده یک مکالمه با یک انسان و یک کامپیوتر امجام میده اگر فرد نتونه بین ماشین و انسان تشخیص بده ماشین تست رو پاس می کنه من الان یه تست برای صدای کامپیوتری پیشنهاد میکنم--تست ابرت اگر یک صدای کامپیوتری بتونه با موفقیت یه جک بگه و زمان بندی و تحویل رو به خوبی Henny Youngman انجام بده اون وقت اون صدایی که من میخوام