X
تبلیغات
رایتل

[A61] مراسم رونمایی کتاب "شانه بر موی سپید" (سخنرانان : فرید قاسمی - فریدون مجلسی)

جمعه 10 بهمن 1393 ساعت 11:30

فرید قاسمی  http://www.namasha.com/v/NnZAmUgY






فریدون مجلسی  http://www.namasha.com/v/nAcEclWk






سید فرید قاسمی در سال ۱۳۴۳ در خرم‌آباد به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در زادگاهش گذراند.

تحصیلات خود را در تهران ادامه داد و مدرک کارشناسی خود را در رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی اخذ کرده است.

علاقه وی به پژوهش در زمینه مطبوعات ایران باعث شد، قاسمی با عنوان برجسته‌ترین صاحب‌نظر در زمینه تاریخ مطبوعات ایران، شناخته شود.  از او بعنوان «حافظه مطبوعات ایرانی» و «آبروی حرفه روزنامه‌نگاری» یاد می‌شود. نخستین نشان سرای روزنامه‌نگاران ایران، به فرید قاسمی اهدا شد.

در کارنامه مشاغل مطبوعاتی او سردبیری بیش از 15 نشریه مثلِ فصل‌نامه رسانه، کتاب هفته، پژوهش‌نامه مطبوعات ایران، فصل‌نامه لرستان‌پژوهی، ایران سال، فصل‌نامه شقایق به چشم می‌خورد.

کارنامه سید ‌فرید قاسمی:  پژوهش در حوزه تاریخ مطبوعات ایران / سردبیری بیش از 15 نشریه / تالیف بیش از 100 کتاب و حدود 1000 مقاله در حوزه لرستان پژوهی و مطبوعات / برنده کتاب سال 1383

برخی از آثار سید فرید قاسمی:

سرگذشت مطبوعات ایران: روزگار محمد شاه و ناصرالدین شاه (2 جلد) / پیشینه ارتباطات و تاریخ مطبوعات خرم آباد

مطبوعات ایران در قرن بیستم / راهنمای مطبوعات ایران عصر قاجار (1215- 1304) / راهنمای مطبوعات ایران (1357- 1371) / روزنامه‌نگاری حرفه‌ای / خاطرات مطبوعاتی / نخستینه‌های مطبوعات /خاطرات روزنامه‌نگاران زندانی / مشاهیر مطبوعات ایران / تاریخ شفاهی مطبوعات ایران / چکیده مطبوعات ایران / تاریخ روزنامه‌نگاری ایران

رویدادهای مطبوعاتی ایران / فهرستگان ارتباطات ایران(جلد دوم) / روزنامه‌ حزب خران / مطبوعات کتابگزار / مجموعه مفاخر مطبوعات ایران / مطبوعات ایرانی و ..........


فریدون مجلسی

«من در خانواده ای بودم که از نظر فرهنگی در سطح بالاتر جامعه قرار داشت. زمانی که من به دنیا آمدم جنگ جهانی دوم به شدت ادامه داشت، ایران از یک حکومت مقتدر دیکتاتوری رهیده بود و در یک چنین زمانی من به دنیا آمدم و در نتیجه خیلی سیاست زده بار آمدم. یک عمر عادت کرده بودم به گزارش نویسی سیاسی. این شغل من بود. پس از بازنشتگی ام از این حرفه، حالاگزارش نویسی تمام شده بود ولی قلمم مثل یک اعتیاد با من گلاویز بود. قلمم را به سمت ترجمه بردم. یعنی یک زندگی ادبی را در موازات با یک زندگی بی ادبی آغاز کردم. با آن بی ادبی باید زندگی ام را تامین می کردم و با ادبی باید نیازهای درونی خودم را برآورده می کردم. احساس من این بود که مرحله ای از زندگی ام تمام شده اما زندگی تمام نشده.» اینها بیوگرافی «فریدون مجلسی» بود از زبان خودش در مستندی که به بهانه بزرگداشت او در سالن امیرخانی خانه هنرمندان پخش شد. بزرگداشتی که به همت اهالی انجمن تاریخ ایران برگزار شد به پاس یک عمر فعالیت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی این دیپلمات شناخته شده ایرانی و تابلو خوشنویسی شده که به او تقدیم شد. بزرگداشتی که در آن چهره های مطرحی همچون دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، دکتر علی قلی محمودی بختیاری و استاد غلامحسین امیرخانی سخنرانی کردند.
    دکتر ندوشن نخستین کسی بود که روی سن آمد تا از سجایای «فریدون مجلسی» بگوید. او که از زمان تحصیل در دانشگاه تهران با «مجلسی» آشنا بوده و حالابیش از 50 سال است که او را می شناسد، درباره اش می گوید: «در مدت عمر «فریدون مجلسی» تحولات تاریخی و اجتماعی زیاد بوده و اصولاتحولات اشخاص را تغییر می دهد، اما آنچه من از «فریدون مجلسی» دیدم این است که او جزو معدود افرادی است که در همه این سال ها یکدست و یکسان مانده و خط مشخصی را در زندگی اش در پیش گرفته، چه زمانی که او عضو وزارت خارجه بود و چه زمانی که بازنشسته شد. بازنشستگی او به خانه نشینی و بیکاری ختم نشد بلکه دوره دومی در زندگی او آغاز شد با کتاب هایی که او نوشت و ترجمه کرد یا مقالاتی که به طور مداوم در مطبوعات منتشر کرد، بنا براین می توان گفت بازنشستگی او کمکی شد به فرهنگ ایران که ایشان توانست خودش را از اشتغالات اداری رها کند و بپردازد به قلم. قلم صرفا مهم نیست، نوع قلم زدن است که مهم است. بنابراین آنچه اهمیت عمده دارد دانشمند بودن نیست بلکه انسان بودن است و این مساله ای است که من پس از سال ها آشنایی با ایشان پی بردم به نیاتشان. و این نیت بسیار مهم تر است از عملی که ایشان پی گرفته است. به این دلیل که همه می دانیم این دوران 50ساله اخیر، دورانی بوده که وسوسه های بسیار و لغزش های بسیاری در آن بود و دوران، دوران متزلزلی بود و در بوته آزمایش کمتر کسانی بودند که توانستند نلغزند و درست بیرون بیایند و این کار آسانی نبود و کمیاب بود اما آقای مجلسی سرفراز از این جریان بیرون آمد و مفید واقع شد. بازنشستگی برای ایشان مضر نبود بلکه ساعت های بیشتری در اختیار ایشان گذاشت و این واقعا خاصیتی بود که کمتر کسانی که بازنشسته شده اند، از آن استفاده کردند. او تولد دومی داشت، یک نوع راهیابی و بازدهی دوم داشت و توانست با قلمش آن دین خودش را به عنوان یک شهروند آبرومند ادا کند و یک نمونه قابل توجه بود و مورد احترام همگان. در جامعه ای که چندان راه ورسم زندگی در آن روشن نیست و راهش لغزان است، عمری را اینگونه طی کردن، گرانبهاست و باید قدردان آن بود.»