X
تبلیغات
رایتل

[A36] *** لوح کوروش ، تاریخ در شی (نیل مک گرگور)

چهارشنبه 8 بهمن 1393 ساعت 01:01


یک سفال استوانه ای شکل که روی آن با خط میخی اکادینه نوشته شده، آسیب دیده و شکسته است . این لوح کوروش ، نماد قدرت ، بردباری مذهبی و چند فرهنگی است. در این بحث مجذوب کننده نیل مک گرگور، مدیر موزه بریتانیا، ۲۶۰۰ سال تاریخ خاورمیانه را در این شئ ردیابی و ترسیم میکند.


اینجا ببینید (توجه :  در گزینه Subtitle   واقع در زیر فیلم ، زیرنویس  Persian  را انتخاب کنید )


 چیزهایی که ما می سازیم کیفیتی عالی دارد -- آنها طولانی تر از ما زندگی میکنندما می میریم ، آنها باقی میمانند ؛ ما یک زندگی داریم و آنها زندگی های زیادی دارند، و در هر دوره زندگی معنای متفاوتی دارند بدین معنا که در حالی که ما یک شرح حال زندگی داریم آنها شرح حال های زیادی دارند

می خواهم راجع به داستانی و یا شرح حال یک شی بخصوص ، یک چیز فوق العاده و قابل توجه صحبت کنم. قبول دارم که به نظر خیلی بزرگ نمیآید این اندازه توپ راگبی استاز گِل ، و به شکل استوانه ای سرپوشیده ساخته شده، روی آن فشرده نوشته شده و در مقابل نورخورشید پخته شده. و همانطور می بینید، کمی ضربه دیده است که خیلی هم تعجب آور نیست  چونکه دوهزار و پانصد سال پیش ساخته شده و در سال ۱۸۷۹ حفاری و از زمین بیرون کشیده شده. معتقدم که امروزه همین ، نقش اساسی در سیاست خاورمیانه بازی میکند همین  شئ با داستانهایی جذاب وفریبنده که تاکنون گفته و معنی نشده است.

داستان با شروع جنگ ایران و عراق شروع شد وبا مجموعه حوادثی که در حمله به عراق توسط نیروهای خارجی که منجر به حذف یک حاکم مستبد و تغییر کل رژیم شد، به اوج خود رسیدمیخواهم باقسمتی از حوادت پیاپی که احتمالا بیشتر شما با آن آشنا هستید شروع کنم، یعنی جشن بِل شازار( پادشاه بابل که کورش به او حمله کرد در زمان دانیل پیامبر) ما درباره جنگ ایران و عراق در سال ۵۳۹ قبل از میلاد صحبت میکنیم و تشابه حوادث در سال ۵۳۹ قبل از میلاد وسال ۲۰۰۳ که تکان دهنده است چیزی که شما نگاه میکنید نقاشی رامبراند است، که اکنون در گالری ملی لندن است،  و نشان دهنده متنی از دانیال پیامبر در کتابهای مقدس عبری ( انجیل و تورات) است وتقریبا همه شما در مورد آن میدانید.

 بِل شازار، پسر نبوکدنزار ، کسی که اسرائیل را فتح کرد است، مردم را از بیت المقدس اخراج واسیر کرد ، یهودیان را به بابل برگرداند نه تنها یهودیان را بلکه او اشیاء معبد را هم برداشتاو اشیاء معبد را غارت کرد و حرمت آن را شکستاشیاء بزرگ طلای معبد بیت المقدس را برداشت و به بابل برد. پسرش بِل شازار، تصمیم گرفت که جشن بزرگی بر پا کند. و برای اینکه این را هیجان انگیز تر کند، توهین به مقدسات را برای لذت بیشتر به آن افزود، همچنین او با پادشاه ایران در جنگ بودو آن شب ، طبق گفته دانیل پیامبر، دستی در اوج جشن ظاهر میشود و بر روی دیوار می نویسد ، " شما را در ترازو می کشند و .... و پادشاهی شما به مادها و پارسها تحویل داده خواهد شدو در نیمه شب آنشب ، کورش، پادشاه پارس، وارد بابل شد وکل حکومت بل شازار سقوط کرد البته، این لحظه بزرگی در تاریخ برای مردم یهودی بود این داستان بزگیست که همه ما آن رامیدانیم. " نوشته روی دیوار" بخشی از گفتگوی روزمره ماست. " و چیزی که بعد اتفاق افتاد بسیار قابل توجه است وقتیکه لوح ما وارد داستان شد

کورش پادشاه پارس، بدون جنگ وارد بابل شد-- امپراتوری بزرگ بابل که از جنوب مرکزی عراق تا خاورمیانه حکومت میکرد توسط کورش سقوط می کند. و کورش اعلامیه ای صادر میکندو این چیزی ست که روی این لوح نوشته شده، اعلامیه ای که توسط حاکم فرستاده خداوند تهیه شده که حاکم مستبد عراق را سرنگون کرد و برای مردم آزادی ، به ارمغان آورد به زبان بابلیان-- این به خط بابلیان نوشته شده--- او میگوید، " من کورش، پادشاه جهانیان، پادشاه بزرگ، پادشاه قدرتمند، پادشاه بابل، و پادشاه چهار گوشه جهان هستم."  همانطور که می بینید ، آنها خیلی هم از مبالغه کردن خجالت نمی کشیدنداحتمالا این اولین آزادی بیان توسط ارتشی پیروز و فاتح است ، که ما بدست آورده ایماحتمالا انچه ما اکنون در اختیار داریم، اولین مطبوعات نوشته شده توسط ارتشی پیروز و فاتح است وهمانطور که به موقع خود خواهیم دید این توسط مشاوران بسیار ماهر روابط عمومی نوشته شد و بنابراین ، مبالغه در آن خیلی هم تعجب آور نیست.

و پادشاه بزرگ، پادشاه قدرتمند، و پادشاه چهار گوشه جهان، تصمیم دارد چه کاری بکند؟  او ادامه میدهد، پس از فتح بابل، او یکباره اجازه میدهد تمامی مردمی که بابلیان- نبوکدنزار و بل شازار-- دستگیر و به بردگی کشیده بودند آزاد شوند اجازه می دهد آنها به کشورهایشان برگردندو مهمتر از آن، به آنها اجازه میدهد تا خدایانشان ، مجسمه هایشان و اشیاء معابدشان که مصادره شده بود را بازیابی کنند.   او اجازه داد که همه مردمی که که بابلیان آنها را سرکوب و جابه جا کرده بودند به خانه خود بروند، و خدایانشان را با خود ببرند و آنها قادرند که محرابها یشان را بازگردانند و خدایانشان را به شیوه خود در مکانهای خودشان بپرستنداین همان فرمان است، این شئ شاهدی است براین حقیت که یهودیان، بعد از اینکه به بابل تبعید شدند، سالها کنار آبهای بابل گذراندند،  و هر گاه که به یاد بیت المقدس می افتادند گریه میکردند، که در نهایت اجازه یافتند که به خانه هایشان برگردند آنها اجازه یافتند که به بیت المقدس برگردند و معبدشان را بازسازی کنند.

این مدارک اصلی در تاریخ یهودیان استو در کتابهای تواریخ ، کتاب عزرا کتابهای مقدس عبری طنین انداز است. و این نسخه یهودی همان داستان است

. "همانا کورش ، پادشاه ایران گفت، همه پادشاهان زمین پروردگاری دارند که به آنها بهشت داده ، و او بعهده من نهاده تا خانه ای در بیت المقدس برای او بسازم در میان شما چه کسی مرد خدا است؟ خداوند منتظر اوست، و اجازه دهید که او به " نزد خدا برود"--" برو ".  هنوز هم ، عنصر مرکزی، یعنی "بازگشت" ، بخش مرکزی زندگی یهودی است و همانطور که میدانید، با بازگشت از تبعید دومین معبد در بیت المقدس دوباره شکل گرفتو این تغییر، این لحظه بزرگ تاریخی، توسط کورش، پادشاه ایران ممکن شد ، که توسط کتاب مقدس عبری و سفال بابلیان برای ما معرفی و گزارش داده شده

دو متن بزرگ، اما در مورد سیاست آنها چه می گویند؟  یک تغییر اساسی در تاریخ خاورمیانه در حال رخ دادن بودامپراتوری ایران ، شامل مادها و پارسها، متحد تحت حکومت کورش ، تبدیل به اولین امپراتوری بزرگ دنیا شد حکومت) کورش در سال ۵۳۰  ق.م شروع کردو تا زمان پسرش داریوش همه شرق مدیترانه در کنترل پارس ها بود . در حقیقت، این امپراتوری را اکنون ما بعنوان خاورمیانه میشناسیم،  و این چیزیست که خاورمیانه ای را که امروز ما می شناسیم شکل داده استاین بزرگترین امپراطوری شناخته شده جهان تا آن زمان بودو بسیار مهمتراز آن اینکه، این اولین دولت چند فرهنگی، چند مذهبی در مقیاس بزرگ بود و این می بایستی به شیوه ای جدید و منحصر به فرد اداره میشدو می بایستی با زبانهای متفاوت اداره میشددر حقیقت فرمان بابلیان یک چیز را می گویدو آن ، به رسمیت شناختن عادات مختلف، مردمان مختلف، ادیان مختلف، مذاهب مختلف است همه اینها توسط کورش محترم شناخته شد.

کورش مدلی را بنا نهاد که چگونه یک جامعه بزرگ چند ملیتی، چند مذهبی و چند فرهنگی اداره شودو نتیجه آن امپراتوری شد که شامل تمامی مناطقیست که شما در صفحه نمایش میبنید،  و برای ۲۰۰ سال پایدار ماند تا توسط آلکساندر شکسته شد و رویای خاورمیانه واحد را باقی گذاشت ، یک کشور واحد که در آن مردم با ادیان مختلف می توانند با یکدیگر زندگی کنند. اما استیلای یونان آن را پایان دادو البته، اسکندر نتوانست آن را پایدار نگه دارد و تکه تکه شد اما آنچه را که کوروش نمایندگی آن را می کرد کاملا درمرکزیت باقی ماند

تاریخ نویس یونانی گزونوفن در کتابش به نام " کروپدیا " کورش را بعنوان فرمانروایی بزرگ مینامد در سراسر فرهنگ اروپایی پس از آن، کورش مدل و سر مشق باقی مانده است این تصویر متعلق به قرن شانزدهم به شما نشان میدهد که گسترش احترام و تکریم به او واقعا چگونه بود و کتاب گزنفون در مورد کورش که چگونه شما یک جامعه متنوع را اداره کنید ، یکی از کتاب های بزرگی بود که بنیانگذاران انقلاب آمریکا از آن الهام گرفتند.

جفرسون یک تحسین کننده بزرگ بود-- ایده های کورش اید ه های کسانی بود که میگفتند چگونه تحمل و انعطاف مذهبی در یک دولت جدید داشته باشید 

برگردیم به بابل، امور به خوبی پیش نمی رفتپس از اسکندر، امپراتوری های دیگر بابل سقوط کردند ، ( بابل) به خرابه تبدیل شد ، و همه آثار از امپراتوری بزرگ بابلی از دست رفت تا سال ۱۸۷۹ زمانی که لوح به وسیله ی نمایشگاه موزه بریتانیا در بابل حفاری و کشف شد و داستان عوض شد .

در نیمه قرن نوزدهم این وارد مبحث مهمی مطرح شد: : آیا کتابهای مقدس قابل اعتمادند؟ آیا میتوانیم به آنها اعتماد کتیم؟ ما فقط درباره برگشت یهودیان و فرمان کورش از طریق کتاب مقدس میدانستیم ناگهان، این پدیدار میشودو هیجان بزرگ به دنیایی که در آن کسانی که معتقد به کتابهای مقدس بودند  ایمانشان را با فرضیه تکامل در زمین شناسی متزلزل میدیدند، وارد شد،  ، در اینجا شواهدی وجود داشت که نشان میداد کتابهای مقدس از نظر تاریخی درست است این لحظه بزرگی برای قرن نوزدهم بود.

حقایق درست بودند، آفرین به باستان شناسی، اما تفسیرو تعبیر آن پیچیده تر شد.زیرا شرح روی لوح و شرح آن در کتاب تورات در یک جنبه کلیدی متفاوت بود. لوح بابلی توسط کشیش خدای بزرگ بابلیان، مردوک نوشته شده است و هیچ جای تعجبی نیست، که آنها بگویند که همه اینها توسط مردوک انجام شد

. " مردوک، کورش با نامش او را صدا کرد "مردوک دست کورش را میگیرد، و از او میخواهد مردمش را راهنمایی کند و فرمانروایی بابل را به او میدهد.  و به همین دلیل است که همه ما باید قدردان و سپاسگزار مردوک باشیم

تعجب نخواهید کرد که نویسندگان عبری در کتاب مقدس دیدگاه و برداشت متفاوتی از این کرده اند البته ، برای آنها ممکن نبود که همه اینها توسط مردوک صورت پذیرد .  این فقط میتوانست یهوه باشد.بنابر این، در کتاب بنی اسرائیل( اشعیاء) ما متن فوق العاده ای داریم که تمامی اعتبار را به یهوه داده نه به مردوک اما خدای اسرائیل که کورش را به نام خواند، دست او را گرفت و به او گفت مردمت را راهبری کن این مثال قابل توجهی از دو برداشت مختلف روحانی مختلف یک رویداد ، دو تصاحب مذهبی در یک واقعیت سیاسی است

میدانیم که خداوند معمولا طرف نیروهای سپاه و ارتشی استسوال اینه که این کدام خدا بود؛  این بحث فیصله داده نشده همه در قرن نوزدهم تشخیص می دهند که کتابهای مقدس عبری بخشی از دنیای بسیار گسترده از یک دین است و این خیلی روشن است که لوح خیلی قدیمی تر از متن بنی اسرائیل( اشعیاء) است،  ودر عین حال، یهوه با واژه های بسیار مشابه ای که توسط مردوک استفاده شد ، صحبت میکند و حس اندکی وجود دارد که اشعیا این را می داند ( مشابهت زیان یهود و مردوک)، چرا که او می گوید، این زبان خدا است، 

 "" من به نام تو، ترا می خوانم هر چند که من شناخته شده نیستممن فکر می کنم اینطور تشخیص داده شده که کورش درک نمی کند که او به دستور یهوه عمل می کند و به همان میزان ، او تعجب نمی کند که کورش تحت فرمانهای مردوک عمل میکندالبته این جالبه که، کورش یک ایرانی خوب با مجموعه خدایان متفاوتی است که در هیچ یک از متون مقدس مطرح نشده است!

سال ۱۸۷۹ بود۴۰ سال بعد در سال ۱۹۱۷، لوح کورش وارد دنیای دیگری شد در این زمان، سیاست واقعی جهان معاصر - سال اعلامیه بالفور،  سالی که قدرت امپریالیستی جدید در خاور میانه، بریتانیا تصمیم میگیرد که خاور میانه را خانه ملی یهودی اعلام نماید،   که بدینوسیله اجازه بازگشت به یهودیان را می دهدو در پاسخ به این جمعیت یهودیان شرق اروپا جذب میشوند. . و در سراسر شرق اروپا، یهودیان تصویری از کورش و جورج هفتم را در کنار هم به تماشا میگذارنددو فرمانروای بزرگ که به یهودیان اجازه بازگشت داده اندو لوح کورش در معرض دید عموم آن قرار گرفت و متن آن دلیلی ست برانکه چرا آنچه پس از جنگ ۱۹۱۸ اتفاق خواهد افتاد به عنوان بخشی از طرح الهی است و همه شما میدانید که چه اتفاقی افتاددولت اسرائیل بنا شد، و پنجاه سال بعد، در اواخر دهه شصت به وضوح نقش بریتانیا به عنوان قدرت امپریالیستی پایان رسید و داستان دیگر لوح شروع شد.

دول بریتانیا و ایالات متحده آمریکا تصمیم می گیرند که این منطقه از نفوذ کمونیست، باید ایمن نگه داشته شود و ابرقدرتی که می باید ایجاد شود تا این کار را بکند ایران و شاه ایران بود بنابر این شاه ، تاریخ ایران را بازنویسی می کند، به عبارتی  بازگشت به تاریخ ایران می کند که او را مرکز یک سنت بزرگ قرار میدهد،  و سکه ای که او را با لوح کورش نشان میدهد ضرب می کند هنگامی که جشن های بزرگی در تخت جمشید برپا میکند او لوح را طلب میکند. لوح توسط موزه بریتانیا قرض داده میشود و به تهران میرود، و بخشی ازجشنهای بزرگ سلسله پهلوی میشود

داستان دیگر ، ده سال بعد: انقلاب ایران، سال ۱۹۷۹.  انقلاب اسلامی، دیگر کورش نیست؛ میگویند علاقه ای به آن تاریخ نداریم، ما علاقمند ایران اسلامی هستیم. تا اینکه عراق، به ابرقدرت جدیدی که همه ما تصمیم گرفته بودیم در این منطقه باشد، حمله میکند یک جنگ دوباره بین ایران و عراقو این تبدیل به بحرانی شد برای ایرانیان که گذشته بزرگشان را به خاطر بیاورند،  گذشته بزرگشان هنگامی که با عراق جنگیدن و پیروز گشتندگذشته بزرگشان هنگامی که با عراق جنگیدن و پیروز گشتندو این نمادی شد که همه ایرانیان را با هم جمع و متحد کند -- مسلمان و غیر مسلمان،مسیحیان، زرتشتیان و یهودی در ایران زندگی میکنند،  مردم مومن و غیر مومنو این نشانه آشکار کورش است.

خُب موزه بریتانیا و موزه ملی تهران همانند قبل با هم تشریک مساعی و کار می کنند،  و ایرانیها فقط یک شئ را برای قرض گرفتن می خواهند این تنها شئ است که آنها می خواهندآنها میخواهند لوح کورش را قرض بگیرند.  سال گذشته، لوح کورش برای دومین مرتبه به تهران رفت لوح در آنجا به نمایش گذاشته شد، لوح توسط مدیر موزه ملی تهران ، خانم اردکانی که یکی از زنان در موقعیت شغلی ارشد در ایران است، قرار داده شد

این حادثه بزرگی بوداین وجه دیگر همان تصویر استدر تهران طی چند ماه توسط یکی دو میلیون نفر در این محل بازدید شد این رقمی بالاتر از پرفروشترین نمایشگاه در غرب است و این موضوع بحث بزرگی ست در مورد اینکه این لوح چه معنایی میدهد ، معنی لوح کورش چیست ، مهمتر از همه، کوروش به عنوان سخنگو در این لوح - بعنوان یک قهرمان ومدافع وطن باهویت ایرانیست، که تحمل و بردباری همه ادیان را دارد.  و در ایران حاضر، زرتشتیان و مسیحیان منطقه در مجلس شورای اسلامی جایی تضمین شده دارند، و این امری بسیار پر افتخاریست.

برای دیدن این شئ در تهران (لوح کوروش)، هزار یهودی که در ایران زندگی می کنند برای دیدن آن به تهران آمدند این یک نشانه و نماد مهمی شد، موضوع بحثی در مورد اینکه ایران در خانه و خارج از کشور چه جایگاهی دارد؟  آیا ایران هنوز مدافع مظلومان است؟ ایا ایران مردمی را که ظالمان به بردگی کشانده و امواشان را مصادره کرده اند آزاد میکند؟  این شعارهای تند ملی است، قراردادن همه اینها با هم یک نمایش بزرگ برای بازگشت ( به بزرگی) استقراردادن همه اینها با هم یک نمایش بزرگ برای بازگشت ( به بزرگی) است در اینجا شما یک لوح بزرگ شده کورش برروی صحنه بهمراه چهره های بزرگی از تاریخ ایران که کنار یکدیگر جمع شدند تا جایگاه میراث تاریخی خود را جشن بگیرند می بنید  . این روایت توسط خود رئیس جمهور ارائه شد

برای من، بردن این شئ به ایران، داشتن اجازه برای بردن آن به ایران، به منزله اجازه شرکت در یک مناظره بزرگ بود درباره اینکه ایران چه کشوری ست؟ چقدر متنوع است؟  و چگونه تاریخ مختلف ایران میتواند الگویی برای جهان امروز باشد؟  این بحثی است که هنوز هم ادامه دارد، و این ادامه خواهد یافت تا سرو صدا به پا کند ،  زیرا این شئ یکی از بزرگترین اعلامیه های آرمان انسانی ست با قانون اساسی آمریکا هم راستاستو بطور قطع این، به مراتب بیشتر از ماگنا کارتا در مورد آزادی های واقعی حرف برای گفتن دارد. این مدرکیست که چیزهای زیادی را برای ایران و برای منطقه میگوید

نمونه ای از این است که در سازمان ملل متحد استدر پائیز امسال در نیویورک لوح به نمایش گذارده خواهد شد که بحث های زیادی در مورد خاورمیانه صورت خواهد پذیرفت می خواهم با این پرسش از شما ( بحثم را) تمام کنم که داستان بعدی که این لوح رقم می زند چیست . قطعا، این با داستان های زیاد دیگری از خاورمیانه ظاهر خواهد شد.  وچه داستانی از خاورمیانه، یا چه داستانی ازجهان را مایلید ببینید که در این لوح منعکس نشده است؟

حق مردم برای زندگی در یک دولت یکسان ، با ادیان متفاوت و آزادانه است--  و یک خاورمیانه، و یک جهان، که در آن ادیان موضوع جدایی و یا بحث نیستند

در دنیای خاورمیانه در این لحظه، همانطور که می دانید این بحث روشن و پر سروصداست اما فکر می کنم که ممکن است که قوی ترین و خردمندترین صدا شاید صدای این شی صامت باشد  . لوح کورش.