X
تبلیغات
زولا

[A22] آنچه که مردم آمازون می دانند و شما آن را نمی دانید (مارک پاتکین) با زیرنویس پارسی

سه‌شنبه 7 بهمن 1393 ساعت 20:37



بزرگترین و در معرض خطر ترین موجودات در جنگل های بارانی آمازون جگوار و یا عقاب درنده نیستند، اینها قبایل جدا افتاده و بدون ارتباط با جهان خارج هستند." این را مارک پاکتین می گوید. او که یک گیاشناس بومی است در یک سخنرانی بسیار جدی و معقولانه، ما را به جهان قبایل بومی در جنگل ها و گیاهان دارویی باور نکردنی که کاهنان آنها برای درمان شان استفاده می کنند می برد. او به تشریح چالش ها و خطراتی که حیات آنها - و دانش و خرد آنها را به خطر انداختند می پردازد و خواستار حفاظت از این مخزن غیر قابل تعویض از دانش بشری می شود. 


اینجا ببینید   (توجه :  در گزینه Subtitle   واقع در زیر فیلم ، زیرنویس  Persian  را انتخاب کنید )



 من گیاه شناس بومی هستم. دانشمندی که در جنگل های انبوه کار می کند تا چگونگی استفاده مردم از گیاهان بومی را مستند کند. این کار را برای مدت طولانی انجام می دهم، و می خواهم به شما بگویم، مردم این جنگل و گنجینه ی گرانبهای پزشکی آن را بهتر از ما و بهتر از همه آیندگان می شناسند. همچنین این آداب و رسوم، این فرهنگهای بومی خیلی سریعتر از خود جنگلها در حال از بین رفتن هستند. و بزرگترین و در معرض خطرترین گونه در جنگل های آمازون، جگوار نیست، عقاب تیز چنگال هم نیست، بلکه اقوام دور افتاده و بدون تماس با جهان هستند. 0:50 چهار سال پیش، کف پای من در اثر یک حادثه کوهنوردی زخمی شد و من پیش دکتر رفتم. او به من گرما، سرما، اسپرین، مسکن، ضد التهاب و آمپول کرتن داد. هیچ کدام موثر نبود. چند ماه بعد، در شمال آمازون بودم، و به روستایی رفتم، کاهن قبیله به من گفت، "می لنگی" و هرگز این را تا زمانی که زنده ام فراموش نخواهم کرد. او به صورت من نگاه کرد و گفت، "کفشت را دربیاور، و" کاردت را بده به من" ( خنده تماشاگران) او بطور یک درخت نخل رفت، و تکه ای از پوست آن را کند، و انداختش توی آتش، کمی از آن را به پایم مالید، کمی از آن را هم توی ظرف آب ریخت، و چایی درست کرد و داد بخورم. هفت ماهی دردم ساکت شد. هنگامی که من برگشتم، دوباره رفتم تا کاهن را ببینم. دوباره همان تداوی را رویم انجام داد، و الان سه سال است که کاملا درمان شده ام. ترجیح می دهید که چگونه درمان شوید؟ ( تشویق تماشاگران) اشتباه نکنید ـــ داروهای غربی یکی از موفق ترین سیستم های درمانی است که تاکنون ابداع شده، اما هنوز خیلی نقض ها را دارد. درمان سرطان سینه کجاست؟ درمان شیزوفرنی کجاست؟ درمان بازگشت اسید به مری کجاست؟ درمان بی خوابی کجاست؟ حقیقت این است که این مردم گاهی، گاهی، گاهی می توانند چیزهایی را درمان کنند که ما نمی توانیم. در اینجا در شمال آمازون مرد طبیبی را می بینید که زخم لیشمانیاز را درمان می کند، که بیماری بسیار ناراحت کننده و کریه ایست از یک تک یاخته بوجود می آید و حدود ۱۲ میلیون نفر در سراسر جهان به آن مبتلا هستند. درمان های غربی آن تزریق آنتیموان است. که بسیار دردناک و گران قیمت هستند، و احتمالا برای قلب خوب نیستند؛ فلز سنگینی است. این مرد این زخم را با سه نوع گیاه از جنگل های آمازون درمان می کند. 2:36 این قورباغه جادویی است. لورن مک اینتایر، همکار عالیقدر فقیدم، آن را در دریاچه آمازون کشف کرد، لاگونا مک اینتایر در رشته کوه آند واقع در پرو، حدود ۳۰ سال پیش در مرز پرو و برزیل گم شد و توسط گروهی از بومیان سرخ پوست به نام ماتسس نجات یافت. به او اشاره کردند که از آنها پیروی کند و اینکار را کرد. آنها سبدهایی که از برگ نخل دست شده بود را برداشتند. و قورباغه های میمونی سبز را جمع کردند ـــ مکنده های خوبی هستند ـــ این شکلی هستندــ و شروع به لیسیدن آنها کردند. معلوم شد که به شدت توهم زا هستند. مک اینتایر در مورد این نوشت و سردبیر مجله های تایمز آن را خواند. می بینید که گیاه شناسان بومی از هر قشر عجیبی دوستانی دارند. این یارو تصمیم گرفت که به آمازون برود و گشتی بزند یا قورباغه را بلیسد و اینکار را کرد و نوشتش، " فشار خونم به شدت بالا رفت، من کنترل عملکرد کامل بدنم را از دست دادم، روی یک خرمن استفراغ کردم و افتادم و خوابم برد، شش ساعت بعد روی یک ننو بیدار شدم، و برای مدت دوروز مثل خدا بودم." ( خنده تماشاگران) یک شیمیدان ایتالیایی این را خواند و گفت، " من واقعا علاقه ای به جنبه های الهی قورباغه میمونی سبز ندارم. تاثیرشان در مورد فشار خون چیست؟" حالا این شیمیدان ایتالیایی که روی درمان جدیدی برای فشار خون بالا کار می کند بر اساس پپتیدهای زیر پوست قورباغه میمونی سبز است، و دانشمندان دیگر به دنبال درمانی برای اورئوس استاف مقاوم در برابر دارو می گردند. خیلی جالب که این سرخ پوستان بومی و قورباغه جادویشان یکی از شیوه های درمانی را اثبات می کنند. 4:06 ایشان کاهن آتوهواسکا ست در شمال آمازون، دروسط مراسم یوگا. او را که به دنبال سرمایه ای برای محافظت از فرهنگشان بود به لس آنجلس برای ملاقات مسئول بنیادی بردم. به کاهن نگاهی کرد و گفت ، "تو به مدرسه پزشکی نرفتی، درست؟" کاهن گفت، نه نرفتم. او گفت، "خوب راجع به درمان چه چیزی می توانی بگویی؟" کاهن به او نگاهی کرد و گفت، " میدونی چیه؟ اگر تو یک عفونت داشته باشی، برو دکتر. اما بسیاری از مصیبت انسان بیمارهای از قلب، ذهن و روح هستند. و پزشکی غربی نمی تواند آنها را درمان کند. ولی من می توانم." ( تشویق تماشاگران) 4:49 اما همه آنچه که درباره داروها از طبیعت فرا می گیریم خوب نیستند. این یک مار وایپر برزیلی است، سم اودر دانشگاه سایو پائولو مورد مطالعه قرار گرفت. بعدا مطالعات بیشتری توسط مرکز بازدارنده‌های آنزیم مبدل آنژیوتانسین صورت گرفت. و این در خط مقدم روش درمانی فشار خون است. فشار خون علت بیش از۱۰ درصد از مرگ و میر روزانه جهان است. و این صنعت ۴ میلیارد دلاری بر پایه سم این مار برزیلی است، و برزیلی ها حتی یک سنت هم از آن درآمد ندارند. که روش قابل قبولی برای تجارت کردن نیست. 5:22 این جنگل بزرگترین تجلی حیات بر روی کره زمین است. ضرب المثلی در سورینام هست که من واقعا دوستش دارم: "جنگل پاسخ تمام پرسشهایی را که ما هنوزنکرده ایم را در خود نگه میدارد" اما همانطور که میدانید، به سرعت در حال ناپدید شدن است. در برزیل، در آمازون، در سراسر جهان. من این عکس را از هواپیمای کوچکی گرفتم که بر فراز مرز شرقی از منابع بومی زینگو در ایالت ماتو گروس در شمال غربی پرواز می کرد. در نیمه بالا تصویر، می توانید جایی که بومیان سرخ پست زندگی می کنند را ببینید. خط میانی مرز شرقی منطقه هست. نیمه بالا سرخ پوستان، نیمه پائین سفید پوستان هستند. نیمه بالایی سرشار از گیاهان دارویی، و در نیمه پائین تنها مشتی گاو نحیف. نیمه بالایی کربن توسط جنگلی که به آنها تعلق دارد جذب می شود، نیمه پائینی کربنی را به اتمسفر می فرستند که باعث بروز تغییرات آب و هوایی می شود. در حقیقت، علت شماره دو آزاد شدن کربن در اتمسفر نابودی جنگل هاست. 6:21 اما وقت حرف زدن در مورد تخریب، این نکته را در ذهن داشته باشید که آمازون باشکوهترین چشم انداز جهان را داراست. منطقه ای سرشار از زیبایی و شگفتی. بزرگترین مورچه خوار جهان در این جنگل زندگی می کند، حدود ۴۵ کیلو وزن آنهاست. عنکبوت پرندهخوار جالوت بزرگترین عنکبوت جهان است که در آمازون یافت می شود. عقاب بال پهن که طول بالهایش بیشتر از ۲ متر است. کیمن سیاه( نوعی تمساح) ـــ این هیولا میتواند تا ۵۰۰ کیلو وزن داشته باشد. میدانید که انسان خوار هستند. آناکوندا، بزرگترین مار. کاپی بارا، بزرگترین جونده. نمونه ای از آن در برزیل هست ۱۰۰ کیلو گرم می تواند باشد. 7:08 بگذارید جایی که این موجودات زندگی می کنند را ببینیم، شمال شرقی آمازون، خانه قبیله آکرییو. مردم بدون تماس با جهان ما که نقش پر رمز و راز و نمادینی در تخیل ما دارند. این مردم طبیعت را به خوبی می شناسند اینها مردمی هستند که در هماهنگی کامل با طبیعت زندگی می کنند. با استاندارهای ما، شاید برخی آنها را به عنوان انسانهای بدوی کنار بگذارند. " آنها نمیدانند چگونه آتش درست کنند، یا آنها نمیدانند کی به جهان پیوستند" اما آنها جنگل را خیلی بهتر از ما می شناسند. مردم کرییو ۳۵ واژه برای عسل دارند، و سایر سرخ پوستان به آنها به عنوان استادان واقعی قلمرو زمرد نگاه می کنند. در اینجا صورت دوستم پوهانی را می بینید هنگامی که من در نوجوانی موسیقی راک گروه رولینگ استون را درزادگاهم نیواورلئان می نواختم، پوهانی خانه بدوشی بود که در جنگل های شمال شرقی آمازون با گروه کوچکی پرسه می زد و به دنبال بازی بود، به دنبال گیاهان دارویی بود، و به دنبال یافتن همسر در دیگر گروه های عشایری کوچک بود. این مردم این شکلی هستند و چیزهایی را می دانند که ما نمیدانیم، و درسهای زیادی دارند که به ما آموزش بدهند. 8:17 با این حال اگر به بخش های زیادی از آمازون بروید مردم بومی وجود ندارد. این چیزی است که ما یافتیم: حکاکی های بجا مانده که مردم بومی از لبه سنگها برای تیز کردن تبرهایشان استفاده می کردند. این فرهنگهای که در آن فرد می رقصد، عشق ورزی می کند، برای خدایان آواز می خوانند، جنگل را پرستش می کنند، همه اینها بر روی سنگی که در اینجا می بینید نقش بسته شده اند. 8:42 بگذارید برویم به سمت غربی آمازون، که مرکز مردم جدا افتاده هستند. هر یک از این نقاط نماینده قبیله کوچک جدا افتاده ای است، و امروزه معلوم شده که ۱۴ تا ۱۵ گروه جدا افتاده تنها در بخش کلمبیا آمازون هستند. 9:00 چرا این مردم جدا افتاده هستند؟ آنها میدانند که ما هستیم، آنها میدانند که جهانی خارج از آنجا وجود دارد. این شکلی از مقاومت است. آنها انتخاب کردند که جدا افتاده باقی بمانند، و باور دارم که حقوق انسانی آنهاست که در صورت تمایل جدا افتاده بمانند. چرا این قبایل از سایر انسانها پنهان می شوند؟ به این دلیل. روشن است که بخشی از آن در سال ۱۴۹۲ اتفاق افتاد. اما با شروع قرن گذشته تجارت لاستیک طبیعی علت آن بود. تقاضای لاستیک طبیعی، که از آمازون می آمد، حرکتی را برای یافتن گیاهان هم تراز جویندگان طلا ایجاد کرد. لاستیک برای چرخ دوچرخه ها، لاستیک برای چرخ خودروها لاستیک برای هواپیماها. مسابقه دیوانه واری برای بدست آوردن لاستیک بود، و این مرد در سمت چپ، خولیو آرنا، یکی ازآدمکش های واقعی این داستان است. افراد او، شرکت او، و سایر شرکتهای مثل این سرخپوستان بومی را کشتند، قتل عام ، شکنجه و سلاخی کردند مانند ویتوتوز که در سمت راست تصویر می بینید. 9:56 حتی امروز، هنگامی که این مردم از جنگل بیرون می آیند، به ندرت موضوع با پایان خوش تمام می شود. آینها از قبیله ناکاک هستند. در دهه هشتاد با جهان ارتباط برقرار کردند. در طول یک سال، تمامی افراد بالای ۴۰ سال مرده بودند. به خاطر داشته باشید که این جوامع خط ندارند(سنت ها و فرهنگ ها بطور شفاهی و دهان به دهان می شود). بزرگسالانشان کتابخانه اند. هربار که کاهنی می میرد، مثل این می ماند که کتابخانه ای آتش گرفته و کاملا سوخته. آنها را مجبور به ترک زمین هایشان کرده اند. قاچاقچیان مواد مخدر زمین های ناکاک را تصرف کرده اند. ناکاک ها در پارک های عمومی در شرق کلمبیا با گدایی زندگی می کنند. از سرزمین های کاکاک شما را به جنوب غربی می برم، یکی از زیباترین سرزمینهای دنیا: پارک ملی. کربیبیکوت این توسط یه قبیله جداافتاده احاطه شده بود و به لطف دولت کلمبیا و همکاران کلمبیایی، اکنون این منطقه گسترش یافته است. این بزرگتر از ایالت مریلند هست. گنجینه ای از تنوع گیاهی. برای اولین بار در سال۱۹۴۳ گیاهشناسی در آنجا توسط استادم ریچارد شالتس مورد مطالعه قرار گرفت، در اینجا در بالای کوه بل دیده می شود. کوه مقدس کاریخواناس. بگذارید نشانتان بدهم امروز چه شکلی است. پرواز روی چیربکوت، متوجه می شوید کوهها هنوز دست نخورده بودند. هیچ دانشمندی بالای آنها نرفته. در حقیقت، هیچ کسی بالای کوه های بل قبل از شالتس در سال ۱۹۴۳ نرفته بود. ما به کوهای بل رسیدیم درست در بخش شرقی تصویر. بگذارید نشانتان بدهم امروز چه شکلی هست. 11:20 نه تنها گنجینه گیاهی از میان رفته و نه تنها خانه این سه قبیله جداافتاده تخریب شده بلکه بزرگترین میراث گنجینه ای از هنر قبل از کلمبیا در جهان از بین رفته است: بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ نقاشی. دانشمند هلندی توماس وان در هامن آن را به عنوان کلیای سیستین جنگلهای آمازون توصیف کرد. 11:42 حرکت از کیریبکوت به سوی جنوب شرقی، در جنگل های آمازون کلمبیا. به خاطر داشته باشید، بخش کلمبیایی آمازون بزرگتر از نیوانگلند هست( بخشی در شمال شرقی آمریکا). آمازون بزرگترین جنگل جهان است. و برزیل بزرگترین بخش آن را در اختیار دارد، اما نه تمامی آن را. به سوی این دو پارک ملی حرکت می کنیم، کاویناری و پیور در بخش آمازون کلمبیا ــــ مرز برزیل در سمت راست است ـــ این اقامتگاه چندین گروه از مردم جداافتاده و بدون ارتباط با جهان هست. چنانچه شناخت از منطقه داشته باشید میتوانید به سقف ها نگاه کرده و خانه های دراز شکل بومیان منطقه به نام مالوکاس را ببینید و تنوع را در این فرهنگ نیز بینید. در حقیقت اینها قبایل مختلفی هستند. به همان اندازه که این منطقه جداافتاده است بگذارید نشانتان بدهم که بیرون از آنجا چقدر شلوغ است. در اینجا ما تجارت و حمل و نقل منطقه پوتومایو را گسترده تر می کند. با کاهش اقتدار دولت به دلیل جنگ داخلی کلمبیا، جهان خارج خودش را در منطقه آنها نشان داده. به طرف شمال، ما معادن غیرقانونی طلا را داریم، همچنین در سمت شرق، از طرف برزیل. شکار و ماهیگری تجاری افزایش یافته. همچنین ثبت املاک بصورت غیر قانونی از طرف جنوب صورت می گیرد و قاچاقچیان مواد مخدر سعی می کنند که آنها را به طرف پارک سوق دهند و به برزیل بفرستند. و به همین دلیل که در گذشته شما حرفی از سرخپوستان جداافتاده نمی شنیدید اگر این تصویر خارج از فوکوس است به دلیل عجله بوده، در اینجا دلیلش را می تونید ببینید. ( خنده تماشاگران) این مثل ــ ( تشویق تماشاگران) مثل اینکه اینجا یک آشیانه هواپیما در برزیل باشد. اما این موزه هنری در هاوانا، کوباست. یک گروه به نام لاس کاربینوس و احساس آنها از اینکه چرا نباید با سرخپوستان جداافتاده درگیر شوید این است. 13:14 اما جهان در حال تغییر است. اینها ماشکو پیروس ها در مرز برزیل و پرو هستند که بصورت اتفاقی از جنگل بیرون افتادند زیرا آنها عمدتا از سوی قاچاقچیان مواد مخدر و قاچاقچیان الوار تغقیب می شدند. و در پرو، تجارت بسیار کثیفی هست که به آن سفر اکتشافی انسان می گویند. آنها شما را به نزد گروهای جداافتاده می برند تا از آنها عکس بگیرید. البته، زمانی که شما به آنها لباس و ابزار میدهید، شما به آنها بیماری هم می دهید. ما این را" سفر اکتشافی غیرانسانی " می نامیم. سرخپوستانی در مرز پرو هستند، که با حمایت مالی مبلغان مسیحی از طریق پروازهوایی جابجا شدند. مبلغان می خواهند وارد گروهای آنها شده و آنها را مسیحی کنند. ما می دانیم که این چگونه نتیجه چه خواهد شد. 13:51 چه باید کرد؟ تکنولوژی را به قبایل مرتبط با جهان خارج معرفی می کنند، نه به قبایلی که هیچ ارتباطی با جهان خارج ندارند، از راه فرهنگی قابل درک. این پیوند کاملی از حکمت کهن شمن ( آئینی باستانی که ار طریق ارتباط با ارواح پیشگویی کرده و بیماریها را درمان میکنند) و تکنولوژی قرن بیست و یکم. ما این کار را برای بیش از ۳۰ قبیله انجام داده ایم، نقشه برداری، مدیریت و افزایش حفاظت از بیش از ۲۸هزار کیلومترمربع از جنگل های انبوه قدیمی. ( تشویق تماشاگران) 14:22 خُب این به سرخپوستان اجازه می دهد که سرنوشت محیط زیست و فرهنگشان را در دست بگیرند. سپس آنها مراکز نگهبانی برای بیرون نگه داشتن غریبه ها هم ایجاد کردند. این سرخپوستان آموزش دیده به عنوان جنگل بان بومی هستند که در مرزها گشت زنی می کنند، و جهان را خارج از منطقه شان نگه میدارند. این یک تصویر از تماس واقعی است. اینها سرخپوستان چیتانها در مرز برزیل و پرو هستند. و برای درخواست کمک از جنگل بیرون آمدند. به آنها در مالاکوس هایشان، خانه های داراز شکلشان شلیک شده و آنها را سوزانده اند. برخی از آنها قتل عام شدند. استفاده از اسلحه های اتوماتیک برای کشتار مردم بدون ارتباط با جهان یکی از نفرت انگیز ترین و منزجر کننده ترین رفتار علیه حقوق انسانهاست که امروز بر روی کره زمین انجام می شود، و این باید متوقف شود. ( تشویق تماشاگران) 15:17 اما بگذارید با گفتن اینکه این کار پاداش معنوی دارد، سخنرانی را خاتمه دهیم اما این مشکل و خطرناک است. دونفر از همکاران من اخیرا در اثر یک سانحه هوایی درگذشتند. آنها برای محافظت از قبایل بدون ارتباط با جهان خارج خدمت می کردند. خُب ، در خاتمه پرسش این است، آینده چه چیزی را در خود نگه خواهد داشت. اینها مردم یوری Uray هستند. (مؤمنانی که عدم خشونت در روابط شخصی و شیوه های آیینی می باشد) آینده برای آنها چه چیزی را در بر خواهد داشت، و آینده برای ما چه در بر خواهد داشت؟ بگذارید به شکل دیگری فکر کنیم. بگذارید جهان بهتری را بسازیم. اگر آب و هوا در حال تغییر است، بگذاریم تغییر در جهت بهتر شدن باشد تا بدتر شدن. بگذارید در سیاره ای زندگی کنیم که پر از پوشش گیاهی پرارزش باشد، با مردم جدا افتاده ای که در محیط جدای خود بتوانند باقی بمانند، و اگر بخواهند و انتخاب کنند که رازها را و این دانش را حفط کنند. بگذارید در جهانی زندگی کنیم که کاهنان در این جنگل ها زندگی کنند و خودشان و ما را با گیاهان مرموزشان و قورباغه های مقدس شان درمان کنند.